چهارچشمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. چَ) (ص نسب.) دقت کامل، با همة حواس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. چَ) (ص نسب.) دقت کامل، با همه حواس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارچشمی .[ چ َ / چ ِ چ َ / چ ِ ] (ص نسبی، ق مرکب ) صفت کسی که چشمهای کاملاً باز و مراقب داشته باشد: فلان چهارچشمی است ؛ یعنی مواظب همه چیز و همه ٔ امور هست . چارچشمی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی