چهارواداری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارواداری . [ چ َ / چ ِ هارْ ] (حامص مرکب ) کار چاروادار. عمل چاروادار. چارواداری . چهارپا به کرایه دادن . چهارپا داشتن . کرایه کشی . رجوع به چارواداری شود. ◄ رفتاری خشن ودور از آداب در نشستن و خاستن و صرف غذا و جز آن .