چهارقد ایستادن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومچهارقد ایستادن . [ چ َ/ چ ِ ق َ دَ ] (مص مرکب ) راست و به اندام ایستادن .واژه قبلی: چهارقدواژه بعدی: چهارقل