چهارطاق افکن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارطاق افکن . [ چ َ / چ ِ اَ ک َ ] (نف مرکب ) آنکه بستر و خوابگاه افکند. که بستر و خوابگاه گسترد. ◄ فراش . (ناظم الاطباء). کنایه از فراش است . رجوع به چارطاق افکن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارطاق افکن . [ چ َ / چ ِ اَ ک َ ] (نف مرکب ) آنکه بستر و خوابگاه افکند. که بستر و خوابگاه گسترد. ◄ فراش . (ناظم الاطباء). کنایه از فراش است . رجوع به چارطاق افکن شود.