چهارزانو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارزانو. [ چ َ / چ ِ ] (اِ مرکب ) نوعی از نشستن است . مربعنشینی . قرار گرفتن روی زمین به کیفیتی که هر دو ساق پا به جانب داخل خم و با یکدیگر متقاطع گردند و سر زانوان به جانب بیرون متمایل باشند و کف پا در زیر آن واقع شود : گفتا منشین چهارزانو کآن هست نشانه ٔ تکبر ننشستند جز دو زانو نیکوادبان و مردم حر گفتم چه ادب کدام حری بشنو ز من این حقیقت مر آموخته ایم این ادب را ما از عرب وعرب ز اشتر. دهخدا. رجوع به چارزانو شود.