چهارده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارده . [ چ َ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فلاور بخش لردگان شهرستان شهرکرد. ١٢٢ تن سکنه دارد. از چشمه آبیاری میشود. محصولش غلات و برنج است . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان، گلیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠).
چهارده . [ چ َ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان بالاخواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه، ٢٢٥ تن سکنه دارد. از قنات آبیاری میشود. محصولش غلات، پنبه و بنشن است . شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه و کرباس بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
چهارده . [ چ َ دِه ْ ] (اِخ ) از قرای استرآباد است . خالصه ٔ دیوان از سه رشته قنات آبیاری میشود. (از مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٩٨). از دهات سدن رستاق (مازندران واسترآباد تألیف رابینو ص ١٦٨). دهی است از دهستان سدن رستاق بخش کردکوی شهرستان گرگان . ١١٨٠ تن سکنه دارد. از قنات آبیاری میشود. محصول عمده اش برنج، غلات، پنبه، حبوبات و توتون و سیگار است . شغل اهالی کشاورزی و گله داری و صنایع دستی زنان شال و کرباس بافی است . یک دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).