چهارحد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارحد. [ چ َ ح َ ] (اِخ ) دهی است از بخش خرقان شهرستان ساوه . رجوع به چارحد شود.
چهارحد. [ چ َ / چ ِح َ دد / ح َ ] (اِ مرکب ) چهارجهت چیزی . چهارسوی چیزی . حد شمالی و جنوبی و شرقی و غربی چیزی : زین چار خلیفه ملک پیداست خانه به چهارحد مهیاست . نظامی .