چهارتیغه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارتیغه . [ چ َ / چ ِ غ َ/ غ ِ ] (ص مرکب ) که آن را چهار تیغه (تیغ) باشد. دارای چهارتیغ. رجوع به تیغ شود. ♦ قلمتراش چهارتیغه ؛ قلمتراش یا چاقوئی که چهار تیغ داشته باشد. (یادداشت بخط مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارتیغه . [ چ َ / چ ِ غ َ/ غ ِ ] (ص مرکب ) که آن را چهار تیغه (تیغ) باشد. دارای چهارتیغ. رجوع به تیغ شود. ♦ قلمتراش چهارتیغه ؛ قلمتراش یا چاقوئی که چهار تیغ داشته باشد. (یادداشت بخط مؤلف ).