چهاربلاغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهاربلاغ . [ چ َ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان، ٦٠٢ تن سکنه دارد. از چشمه آبیاری میشود. محصول عمده اش غلات دیم و لبنیات است . شغل اهالی کشاورزی و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
چهاربلاغ . [ چ َ ب ُ ] (اِخ ) از قرای محال برینه رود زنجان، قدیم النسق ملکی عمیدالملک هوایش ییلاقی، زراعتش غله دیمی و آبی . یک رشته قنات خراب و چهار چشمه دارد که بهمین جهت به چهاربلاغ موسوم شده زیرا بلاغ در ترکی به معنی چشمه است . زراعت این قریه از این چشمه ها مشروب میشود وپانزده خانوار سکنه دارد. (مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٩٨).