چهار طاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِمر.)<BR>۱- سقف یا گنبدی که بر روی چهارپایه بنا شده و چهار طرف آن باز باشد.<BR>۲- خمیدة چهارگوش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِمر.) ۱- سقف یا گنبدی که بر روی چهارپایه بنا شده و چهار طرف آن باز باشد. ۲- خمیده چهارگوش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارطاق . [ چ َ ](اِخ ) دهی است از دهستان پشتکوه بخش اردل شهرستان شهرکرد. در ٤١هزارگزی جنوب خاور اردل واقع است، ١٦٥ تن سکنه دارد. از رودخانه ٔ محلی و چشمه آبیاری میشود.محصولش غلات، گردو، انگور و عسل است . شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
چهارطاق . [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهرنو بالا ولایت باخرز، بخش طیبات شهرستان مشهد. در ٧هزارگزی شمال باختر طیبات واقع است، ٣٩٣ تن سکنه دارد. از قنات آبیاری میشود. محصولش غلات و بنشن است . شغل اهالی زراعت و مالداری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
چهارطاق . [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ده تازیان بخش مشیز شهرستان سیرجان، ١٥٥ تن سکنه دارد. از رودخانه آبیاری میشود. محصولش غلات و حبوبات است . شغل اهالی زراعت میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
واژگان فارسی سره واژهدان
چهارستون
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی