چهار ارکان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. اَ) [ فا - ع. ] (اِمر.)<BR>۱- چهار حد جهان: مشرق، مغرب، شمال و جنوب.<BR>۲- نوعی خیمة چهارگانه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. اَ) [ فا - ع. ] (اِمر.) ۱- چهار حد جهان: مشرق، مغرب، شمال و جنوب. ۲- نوعی خیمه چهارگانه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارارکان . [ چ َ / چ ِ اَ ] (اِ مرکب ) نوعی از خیمه باشد که در عراق آن را شروانی گویند و در هندوستان راوتی . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). نوعی از خیمه ٔ چهارگوشه . شروانی . چهارآیین . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ چهارحد عالم را نیز گفته اند که مشرق و مغرب و شمال و جنوب باشد. (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) : دستور ششم که در بسیط مملکت تمکین چهارارکان داشت . (سندبادنامه ٔ ظهیری ص ٢٢٥). و سراپرده ٔ خسرو سیارگان از حیث چهارارکان فروگشادند. (سندبادنامه ٔ ظهیری ص ٢١٨). رجوع به چارارکان شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی