چم گاو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چم گاو. [ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گندمان بخش بروجن شهرستان شهرکرد که در ٤٠ هزارگزی باختر بروجن، متصل به راه مالرو عمومی واقع است . کوهستانی و معتدل است و ١٢٢ تن سکنه دارد. آبش از زاینده رود. محصولش غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و راهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
چم گاو. [ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان آیدغمش بخش فلاورجان شهرستان اصفهان که در ٣٨ هزارگزی باختر فلاورجان و در کناره شمالی زاینده رودواقع است . کوهستانی و معتدل است و ٣٨٣ تن سکنه دارد. آبش از زاینده رود. محصولش غلات، پنبه و برنج . شغل اهالی زراعت و گله داری . صنایع دستی زنان کرباس بافی و راهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
چم گاو. [ چ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان که در ٤ هزارگزی شمال خاوری کرمان و ٢ هزارگزی شمال خاوری راه مالرو شهداد به کرمان واقع است و ١٥ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).