چلونک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چلونک . [ چ َ ن َ ] (اِخ ) دهی از دهستان پسکوه بخش قاین شهرستان بیرجند که در ٧٢ هزارگزی جنوب باختری قاین و ٤١ هزارگزی باختر راه شوسه ٔ عمومی قاین به بیرجند واقع است . جلگه و گرمسیر است و ١٤١ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و قنات . محصولش غلات . شغل اهالی زراعت، مالداری و قالیچه بافی وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
چلونک . [ چ َ ن َ ] (اِ) درخت و بوته ٔ خربزه را گویند. (برهان ) (آنندراج ). همان جلونک است . (شرفنامه ٔ منیری ). جلنگ .بیاره و بته ٔ خربزه و هندوانه و کدو و خیار و نظایراینها. و رجوع به جلنگ و جلونک شود. ◄ تخم خربزه یا گل آن . (ناظم الاطباء). ◄ (اِخ ) نام شخصی بوده است . (برهان ) (جهانگیری ) (رشیدی ).