چله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چله . [ چ ِل ْ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد که در ٥٤ هزارگزی باختر الیگودرز و انتهای راه مالرو سراوند واقع است . کوهستانی و معتدل است و ١١٦ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و قنات . محصولش غلات و لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
چله . [ چ ِ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ماهیدشت بالا بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان که در ٢١ هزارگزی جنوب باختری کرمانشاه و ٢ هزارگزی قیماس واقع است . دشت و سردسیر است و ٢٨٥ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ٔ مرک . محصولش غلات، حبوبات، لبنیات و صیفی . شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش از طریق قیماس اتومبیل رو است . این آبادی در دو محل به چله علیا و چله سفلی مشهور است که سکنه ٔ چله علیا ٢٠٥ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
چله . [ چ ِل ْ ل َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش گیلان شهرستان شاه آباد که در قسمت علیای دره کیلان ؛ که دره ای است در جهت شمال باختری بجنوب خاوری، واقع است و سلسله کوه سرکش، مله نی، کوه کچل و قلاجه در شمال و سلسله کوه سرابان باباگیر و بلاله در جنوب این دهستان قرار دارند هوای قسمت علیای دهستان سردسیر و قسمت سفلی معتدل است و ساکنین دهستان در داخل آن ییلاق قشلاق کرده در سیاه چادر و آلاچیق زندگی می کنند. دامنه ٔ کوه های شمال دهستان که برآفتاب است محل قشلاق و دامنه ٔ کوه جنوبی که بر نسار است محل ییلاق ساکنین است . آبش از چشمه سارهای متعدد و زه آب رودخانه ٔ محلی، محصولات عمده اش غلات، پنبه، ذرت، لبنیات، مختصر توتون و سایر محصولات دیمی است و راهش راه شوسه ٔ گیلان به شاه آباد و ایلام است که از وسط این دهستان می گذرد. دهستان چله دارای سیزده مزرعه و ٥٠٠٠ نفر سکنه است و اسامی مزارع و چشمه سار و تعداد خانوار تقریبی آنها به شرح زیر است : مزرعه چهارمله ٢٠ خانوار چال وارگه ١٥٠ " چال آب کبود ٢٠ " چشمه نظامی ١٢٠ " چشمه زینل خانی ٦٠ " مزرعه سماوات ٢٥ " مزرعه بندگیوه کش ٧٠ " مزرعه زیارتگاه حضرت سلیمان ٥٠ " مزرعه برآفتاب ٧٠ " مزرعه نسار ٧٠ " مزرعه نسارو برآفتاب ٥٠ " مزرعه کلاه دراز امیر خان ٨٠ " مزرعه داربید جولنمیر ١٠٠ " جمع. ٨٨٥ خانوار. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).