چلم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چلم . [ چ ِ ل ُ ] (عدد ترتیبی، ص نسبی ) چهلم و چیزی که در مرتبه ٔ چهل واقع شده باشد. (ناظم الاطباء).
چلم . [ چ َ ل َ ] (اِ) به لغت اهالی مازندران، چگلگ و توت فرنگی . (ناظم الاطباء).
چلم . [ چ َ ل َ ] (اِ)در گرگان ؛ به «همیشک » که درختچه ای است کوچک و در همه ٔ نقاط جنگلهای شمال موجود است، گویند. در تلفظ گرگانیان درختی است که نام علمی آن «داناراسمزا» می باشد. و رجوع به همیشک شود.