چلمه سنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چلمه سنگ . [ چ ُ م ِ س َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «قلعه ای است در تربت سرجام ». (از مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٥٩). و در فرهنگ جغرافیایی ایران آمده است : «دهی است از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد که در ٢٥ هزارگزی شمال خاوری فریمان و ٢٢ هزارگزی خاور راه شوسه ٔ عمومی فریمان به مشهد واقعو دامنه و معتدل است و ٢٠١ تن سکنه دارد. آبش از قنات . محصولش غلات و چغندر. شغل اهالی زراعت و مالداری و راهش مالرو است . این آبادی را به اصطلاح محلی «چهل من سنگ » نیز گویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).