چل صبح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چل صبح . [ چ ِ ص ُ ] (اِ مرکب ) یعنی آن چهل صباح که در آن تخمیر طینت آدم شده . (آنندراج ). آن چهل صبح که در تخمیر خمیر طینت آدم گذشت . (شرفنامه ٔ منیری ). چهل صبحی که گل آدم تخمیر شده بود. (ناظم الاطباء). مخفف چهل صبح . و به همان معنی . (از آنندراج ) : نوروز نوشروانشهی چل صبح و شش روزش رهی جاسوس بختش زآگهی دی علم فردا داشته . خاقانی . چل صبح و هشت خلد به نام محمد است زآن عقل حا و میم برین حال دال یافت . سلمان (از شرفنامه ). رجوع به چهل صبح شود.