چقیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چقیدن . [ چ َ دَ ] (مص ) نیزه نصب نمودن و میخ فروکردن . ◄ حمله کردن و بیگدیگر زدن . ◄ خصومت کردن . (ناظم الاطباء). چخیدن . چغیدن . ◄ همهمه شدن . (ناظم الاطباء). ◄ درمانده شدن . (ناظم الاطباء). ◄ چخیدن . چغیدن . دم زدن . و رجوع به چخیدن شود.