چقماقلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چقماقلو. [ چ َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: « قلعه ای است از قلاع بجنورد که هوای ییلاقی و چشمه ٔ آبی دارد و زراعتش دیمی است ». (از مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٥٢).
چقماقلو. [ چ َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: « اسم دره ای است که در سمت شرقی دره میانه که یکی از دهات ملایر است و سه دانگ آن خالصه و سه دانگ دیگرش اربابی میباشد واقع شده و چشمه ٔ آبی دارد که رعایای دره میانه در آنجا زراعت میکنند دره ای است با هوای سرد ییلاقی و تا دولت آباد پنج فرسنگ فاصله دارد». (از مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٥١).