چقر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چقر. [ چ ِ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان سدن رستاق بخش کردکوی شهرستان گرگان که در ١٢ هزارگزی خاور کردکوی و ٣ هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ کردکوی به گرگان واقع است . دامنه و معتدل است و ١٤٥ تن سکنه دارد. آبش از قنات و رودخانه، محصولش برنج، غلات، حبوبات و توتون سیگار. شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی بافتن شال و کرباس وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
چقر. [ چ َ ق ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان گوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس که در ٦ هزارگزی جنوب خاوری کلاله واقع است . دامنه و معتدل است و ٣٠٠ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ٔ دوچای، محصولش برنج، غلات، حبوبات و لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی بافتن پارچه های ابریشمی و نمدمالی و راهش از کلاله اتومبیل رو است . نمد این محل بخوبی معروف است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
چقر. [ چ َق ْ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش حومه ٔ شهرستان دره گز که در ٣ هزارگزی جنوب خاوری دره گز و ٢ هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ عمومی دره گز به لطف آباد واقع است . جلگه و معتدل است و ٢٣١٦ تن سکنه دارد.آبش از قنات، محصولش غلات و بنشن . شغل اهالی زراعت وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).