چقابور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چقابور. [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از بخش گوران شهرستان شاه آباد که در ٥ تا ٨ هزارگزی خاور گهواره، کنار راه مالرو عمومی گهواره بگردنه ٔ امیرخان واقع است . کوهستانی و سردسیر است و ٥٢٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه .محصولش غلات، حبوبات، سبزی، توتون، حصیر و لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش مالرو است اما در تابستان از گهواره اتومبیل هم میتوان برد. سکنه ٔ این آبادی از تیره ٔ گهواره میباشند و چشمه ٔ ارغوانی بدین آبادی متصل است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
چقابور. [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رومشکان شهرستان خرم آباد که در ٥١ هزارگزی جنوب باختری کوهدشت و ٥١ هزارگزی جنوب باختری راه شوسه ٔ خرم آباد بکوهدشت واقع است . جلگه و معتدل است و ١٨٠ تن سکنه دارد. آبش از چاه . محصولش غلات، لبنیات و پشم . شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان سیاه چادربافی و راهش اتومبیل رو است . ساکنین این آبادی از طایفه امرائی میباشند. و در سیاه چادر سکونت دارند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).