چغلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (حامص.)<BR>۱- سخن چینی کردن.<BR>۲- غیبت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (حامص.) ۱- سخن چینی کردن. ۲- غیبت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چغلی . [ چ ُ غ ُ ] (حامص ) کارپنهان مردمان را بکسی گفتن . (ناظم الاطباء). عمل شخص چغل . (از رشیدی ). سعایت . تضریب . خبردادن خطا و جرم کسی به بزرگتری . خبرچینی . نمامی . عمل بعضی از شاگردان دبستانها و دبیرستانها که خطاهای یکدیگر را به آموزگار یا دبیر اطلاع میدهند. و رجوع به چغل و چغل خوری و چغلی کردن شود. ◄ غیبت . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
شکایت، شکوه، شکوائیه بدگویی، تضریب، سخنچینی، سعایت، نمامی غیبت گزارش