چشمه کبود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشمه کبود. [ چ َ م َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هویان بخش ویسیان شهرستان خرم آباد که در ٣٩ هزارگزی باختر ماسور و ٢ هزارگزی باخترراه شوسه ٔ خرم آباد به اندیمشک واقع است . کوهستانی ومعتدل است و ١٣٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه کبود، محصولش غلات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری، و راهش اتومبیل رو است و ساکنین بومی این آبادی از طایفه ٔویس کرم می باشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
چشمه کبود. [ چ َ م َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد، که در ٢١ هزارگزی شمال باختری نورآباد و ٣ هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خرم آباد به کرمانشاه واقع است . جلگه و سردسیر است و ٢٠٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه کبود، محصولش غلات، لبنیات و پشم، شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش مالرو است . ساکنین این آبادی از طایفه ٔ علهیا بوده در ساختمان و سیاه چادر سکونت دارند و برای تعلیف احشام به گرمسیر میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
چشمه کبود. [ چ َ م َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خالصه . بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان که در ٢٣ هزارگزی شمال باختری کرمانشاه و یک هزارگزی شمال شوسه ٔ روانسر واقع است . دشت و سردسیر است ١٠٧ تن سکنه دارد. آبش از سیونان و چشمه، محصولش غلات، حبوبات دیمی و لبنیات و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).