چشمه ماهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشمه ماهی . [ چ َ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چناران بخش حومه ٔ شهرستان مشهد که در ٦٥ هزارگزی شمال باختری مشهد و ٥ هزارگزی شمال راه شوسه ٔ عمومی مشهد بقوچان واقع است . جلگه و معتدل است و ٢٠١ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و بنشن، شغل اهالی زراعت و مالداری است و راه فرعی شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
چشمه ماهی . [ چ َ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دوستان بخش بدره ٔ شهرستان ایلام که در ٨١ هزارگزی خاور ایلام و ٦ هزارگزی شمال راه مالرو بدره به ایلام واقع است . کوهستانی و گرمسیر است و ١١٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه ٔ بهرام خانی . محصولش غلات، لبنیات وحبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . در سه محل که بفاصله یک الی ٤ هزارگزی واقع است آبادیهایی بنام بالا، پایین و میان مشهور است که سکنه ٔ پایین و میان هریک ٥٠ تن است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
چشمه ماهی . [ چ َ م َ] (اِخ ) دهی است از دهستان هلیان، بخش مرکزی شهرستان شاه آباد که در ٣٠ هزارگزی جنوب خاوری هرسم و ١٢ هزارگزی شاه بداغ واقع است . دشت و معتدل است و ٣٣٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات لوبیا و لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش مالرو است . در ٢ هزارگزی این آبادی قلعه ٔ خرابه ای است بنام حیاتی که از آثار قدیم است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).