چشمه شور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشمه شور. [ چ َ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه عسکر بخش مشیز شهرستان سیرجان که در ٤٥ هزارگزی جنوب خاوری مشیز و ٢ هزارگزی باختر راه فرعی بافت به مشیز واقع است . کوهستانی و سردسیر است و ٦٠ تن سکنه دارد. آبش از قنات . محصولش غلاّت و حبوبات . شغل اهالی زراعت وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
چشمه شور. [ چ َ م َ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان قلعه عسکر، بخش مشیزشهرستان سیرجان که در ٤٨ هزارگزی جنوب خاوری مشیز و٢ هزارگزی باختر راه فرعی بافت به کرمان واقع است و ٢٥ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
چشمه شور. [ چ َ م َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان فمرود بخش حومه ٔ شهرستان قم که در ٦٠ هزارگزی شمال قم و ٨ هزارگزی خاوری راه شوسه ٔ قم به تهران واقع است و ٥٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه ٔ لب شور.محصولش غلات و لبنیات . شغل اهالی زراعت، شترداری و هیزم کشی و راهش مالرو است . اهالی این آبادی از طایفه ٔشاهسون می باشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).