چشمه بید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشمه بید. [ چ َ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جلگه ٔ افشار دوم بخش اسدآباد شهرستان همدان که در ٢٤ هزارگزی جنوب باختر قصبه ٔ اسدآبادبه کنگاور واقع است . کوهستانی و سردسیر است و ٨٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری . صنایع دستی زنان جاجیم بافی وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
چشمه بید. [ چ َ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان زیرکوه بخش قاین شهرستان بیرجند که در ٧٥ هزارگزی جنوب خاوری قاین و ٣٥ هزارگزی جنوب شاهرخت واقع است . جلگه و گرمسیر است و ١٩٦ تن سکنه دارد. آبش از چشمه . محصولش غلات . شغل اهالی زراعت ومالداری وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
چشمه بید. [ چ َ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش صالح آبادشهرستان ایلام که در ١٢ هزارگزی جنوب ایلام و ٤ هزار وپانصدگزی خاور راه شوسه ٔ ایلام به مهران واقع است . کوهستانی و سردسیر است و ٩٥ تن سکنه دارد. آبش از چشمه سار. محصولش غلات و لبنیات شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش مالرو است . ساکنین این آبادی از طایفه ٔ سوری میباشند و زمستان را بحدود گرمسیر همین بخش میروند و چادرنشین اند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).