فرهنگ لغت

چشم شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چشم شدن . [ چ َ / چ ِش ُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از ظاهر شدن و روشن گشتن ومنکشف گردیدن باشد. (برهان ). کنایه از ظاهر و منکشف شدن . (آنندراج ). ظاهر شدن و روشن گشتن و منکشف گردیدن . (ناظم الاطباء). کشف شدن . آشکار شدن : گفت بر من چشم شد اسرار عشق مینمایم هر زمان تکرار عشق . شیخ عطار (ازآنندراج ).

معنی چشم شدن | فرهنگ لغت