چشم سحاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشم سحاب . [ چ َ / چ ِ م ِ س َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مجازاً بمعنی دیده ٔ ابرهاست چه همانگونه که از دیده ٔ آدمی اشک میریزد از سحاب نیز باران میبارد، پس بمجاز برای سحاب هم، چشمی و دیده ای فرض کرده اند : از کف زرفشان او خجلند چشمه ٔ آفتاب و چشم سحاب . سوزنی .