چشم حقارت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشم حقارت . [ چ َ / چ ِ م ِ ح ِ رَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نظر تحقیر. دیده ٔ حقارت . ♦ بچشم حقارت در کسی یا چیزی نظر کردن، سوی کسی بچشم حقارت دیدن ؛ کنایه است از خرد و حقیر انگاشتن آن کس یا آن چیز و بی ارزش و بی اعتبار پنداشتن آن : هیچ مبین سوی او بچشم حقارت زآنک یکی جلدگربز است و نونده . یوسف عروضی . گرت جاه باید مکن چون خسان بچشم حقارت نظر در کسان . سعدی .