چشم باز کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشم باز کردن . [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) چشم گشودن . مقابل چشم بستن . ◄ در تداول عامه، کنایه از کسی یا چیزی را بدقت و کنجکاوی نگریستن . ◄ بمجاز، بیدار شدن . از خواب برخاستن . ♦ چشم رضا و مرحمت به کسی یا برکسی باز کردن ؛ کنایه از نظر مهر و محبت بدان کس داشتن . بنظر لطف و نوازش نگریستن : چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنی چون که ببخت من رسد اینهمه ناز میکنی . سعدی . ◄ در تداول عامه، به گربه یا سگ نوزاد گویند که تازه چشم واکرده است، یعنی هنوز چند روز از تولد او نگذشته است و چیزی درک نمیکند و در مورد انسان گویند: تازه چشم بازکرده ؛ یعنی بی تجربه و نادان است .