چسک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چسک . [ ] (ص ) ظاهراً بمعنی نوازنده و مغنی . نگاه دارنده ٔ اصول در موسیقی : عقل خندد بزیر دامن در به کر چسک و کورسوزنگر . سنائی .
چسک . [ چ ُ س َ ] (اِ) چستک . قسمی کفش . کفش راحتی . کفش سبک برای خانه .کفش دم پایی . قسمی کفش سبک که کفی یک لایی دارد و مخصوص پوشیدن در خانه یا اطاق است . رجوع به چستک شود.