چریکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چریکی . [چ ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان جهانگیری بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز که در ٤٥هزارگزی شمال باختری مسجدسلیمان، کنار راه مسجدسلیمان به لالی واقع است . کوهستانی و گرمسیر است و ٧٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه محصولش غلات، شغل اهالی زراعت، گله داری و کارگری شرکت نفت وراهش شوسه است . ساکنین این آبادی از طایفه ٔ هفت لنگ بختیاری میباشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
چریکی . [ چ َ / چ ِ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به چریک . مردم چریک . ج، چریکیان : دیگر باید که جماعت چریکیان با املاک و زمین ملاک وارباب و اوقاف تعلق نسازند. (تاریخ غازانی ص ٣٠٦). و این چریکیان زراعت آنجا به اسیران و غلامان خود کرده باشند. (تاریخ غازانی ص ٣٠٦). رجوع به چریک شود.
مترادف و متضاد واژهدان
مربوط به چریک چریکوار جنگهای نامنظم