چری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چری . [ چ ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان چم خلف عیسی، بخش هندیجان شهرستان خرمشهر که در ١٩هزارگزی شمال هندیجان کنار باختری رودخانه ٔ زهره واقع است و راه اتومبیل رو هندیجان به خلف آباد از آن میگذرد. دشت و گرمسیر است و ٢٧٠ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ٔ زهره . محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و حشم داری، راهش مالرو و در تابستان اتومبیل رو است . این آبادی از دو محل بنام چری ١ و ٢ تشکیل شده و ساکنینش از طایفه ٔقنواتی میباشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
چری . [ چ َ ] (اِخ ) مرکز دهستان «چری » بخش حومه ٔ شهرستان قوچان که در ٣٦هزارگزی شمال باختری قوچان و ٩هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ قدیمی قوچان بشیروان واقع است . کوهستانی و معتدل است و ١٦٢٨تن سکنه دارد. آبش از رودخانه و قنات، محصولش غلات، انگور و انواع میوه جات، شغل اهالی زراعت و گله داری وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
چری . [ چ َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های بخش حومه ٔ شهرستان قوچان که در شمال باختری قوچان، در طول و طرفین راه قدیمی قوچان بشیروان واقع است . هوای آن سردسیر است و از بیست آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده که مجموع سکنه ٔ آنها٥٩٦٤ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).