چرکس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرکس . [ چ َ ک َ ] (اِخ ) نام یکی از امرای روم که بنا بنوشته ٔ مؤلف تاریخ غازانی در بیست وچهارم رمضان سال ٦٩٨ هَ . ق . بامر غازان خان بقتل رسیده است . رجوع به تاریخ غازانی ص ١٢٣ شود.
چرکس . [ چ َ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کلیایی بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاه که در ٢٣هزارگزی شمال سنقر و یکهزارگزی بغداد شاه واقع است دامنه و سردسیر است و ٤٥ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات، حبوبات و توتون، شغل اهالی زراعت و بافتن قالیچه جاجیم و پلاس و راهش مالرو است و در تابستان اتومبیل هم میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
چرکس . [ چ َ ک َ ] (اِخ ) مملکتی که واقعست در جزء غربی قفقاز و در شمال و در جنوب سلسه ٔ کوه قفقاز و اکنون متعلق به دولت روس میباشد. (ناظم الاطباء). ولایتی در شمال ایران که حمداﷲ مستوفی در کتاب خود آنرا «چرکز» هم نام برده است . مسکن چرکسی ها. چرکستان : ... اولاد جغتای را با سپاهی کشورگشای باستخلاص بلاد اروس و چرکس و بلغار و کاشغر فرستاد. (حبیب السیر چ خیام ج ٣ ص ٥٠). کیوک خان ...بحدود بلاد اروس و چرکس و بلغار توجه نموده بود. (جبیب السیر چ خیام ج ٣ ص ٥٤). رجوع به چرکسستان شود.