چرک شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرک شدن . [ چ ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) آلوده شدن . آلوده شدن تن یا جامه و امثال آن بچیزی ناپسند. چرکین شدن . کثیف شدن . شوخگن شدن : جامه ٔ پر صورت دهرای جوان چرک شد و شد بکف گازران . رودکی . رجوع به چرک و چرکین و چرک شده و چرکین شدن و چرک گرفتن شود.