چرچلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرچلو. [ چ ِ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان یافت بخش هوراند شهرستان اهر که در ١٦هزارگزی جنوب خاوری هوراند و ٢٨٥٠٠گزی شوسه ٔ اهر به کلیبر واقع است .کوهستانی، گرمسیر و مالاریائی است و ٢١٥ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و رود قره سو، محصولش غلات، پنبه، برنج و سردرختی، شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی بافتن فرش و گلیم و راهش مالرو است . این ده مسکن ایل حسینکلو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
چرچلو. [ چ ِ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب میناب شهرستان مراغه که در ١٩هزارگزی شمال باختر میاندوآب و ١٥هزارگزی باختر ارابه رو میاندوآب به میناب واقع است . جلگه و معتدل است و ٣٦٩ تن سکنه دارد. آبش از زرینه رود و آب چاه، محصولش غلات، چغندر، کشمش و بادام، شغل اهالی زراعت، صنایع دستی جاجیم بافی وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).