چروکیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چروکیده . [ چ ُ دَ / دِ ] (ن مف / نف ) چروک شده . چروک خورده . چین خورده . ترنجیده . تاخورده و ناصاف شده . رجوع به چروکیدن و چروک خورده و چروک شده شود.
مترادف و متضاد واژهدان
چروکخورده، چینوچروکدار ناصاف، بیاتو (متضاد: صاف، اتودار، اتوکشیده)