چران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چران . [ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرزج بخش حومه ٔ شهرستان قوچان که در ٣٠هزارگزی شمال خاوری قوچان واقع شده است . کوهستانی و معتدل است و ١٤٣ تن سکنه دارد. آبش از رود اترک، محصولش غلات و بنشن، شغل اهالی زراعت و راهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
چران . [ چ َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان پره سرطالشدولاب بخش رضوانده شهرستان طوالش که در ١١هزارگزی شمال باختر رضوانده و ٢هزارگزی باختر راه شوسه ٔ انزلی به آستارا واقع شده است . جلگه و مرطوبست و ١٧٩ تن سکنه دارد. آبش از دنیاچال، محصول برنج و لبنیات، شغل اهالی زراعت و راهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
چران . [ چ َ ] (نف، ق ) در حال چریدن . در حال چرا کردن . چراکنان : همی گفت زندان و بند گران کشیدم بسی ناچمان و چران . فردوسی . چران داشتی از دورویه دهن نبدبر تنش راه بیرون شدن . فردوسی . همی خورد و اسبش چمان و چران پلاشان فکنده به بازو کمان . فردوسی . بزی همچنان سالهای دراز دنان و دمان و چمان و چران . منوچهری .