چراغوانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چراغوانی . [ چ َ / چ ِ راغ ْ ](حامص مرکب ) چراغانی . چراغبانی . چراغان . چراغبارانی . چراغونی . آئین بستن کوی و برزن شهر در جشنها و چراغ بسیار روشن کردن . رجوع به چراغان و چراغانی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چراغوانی . [ چ َ / چ ِ راغ ْ ](حامص مرکب ) چراغانی . چراغبانی . چراغان . چراغبارانی . چراغونی . آئین بستن کوی و برزن شهر در جشنها و چراغ بسیار روشن کردن . رجوع به چراغان و چراغانی شود.