چراغ مست شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چراغ مست شدن . [ چ َ / چ ِ م َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) رسم است بلبل بازان را که شامگاه بلبل را در برابر چراغان بر روی دست دارند تا از روشنی چراغ بر سر مستی آید و گویا شود. (آنندراج ). مست گشتن از خیره شدن بر چراغ، گویا بلبل اینطور است . (فرهنگ نظام ) : بشور آمده مرغ دل از خیال کسی چراغ مست شد این بلبل از جمال کسی . سالک یزدی (از آنندراج ).