چراغ صبح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چراغ صبح . [ چ َ / چ ِ غ ِ ص ُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه است از آفتاب است . (دیوان حافظ چ قزوینی حاشیه ٔ ص قکح ). چراغ سحری و چراغ صبحدم . (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). مجازاً آفتاب . (فرهنگ نظام ). چراغ سحر و چراغ سحرگهان : چه پرتو است که نور چراغ صبح دهد چه شعله است که در شمع آسمان گیرد. حافظ (دیوان چ قزوینی ص قکح ). ◄ چراغ بسیار سریعالزوال و ناپایدار. (آنندراج ).چراغی که هنگام صبح پس از روشن شدن هوا خاموش کنند : چراغ صبح بیک جلوه میشود خاموش مرا بموسم پیری ز اعتبار چه حظ. صائب (ازآنندراج ). رجوع به چراغ سحر و چراغ سحری شود.