چراغ سحر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چراغ سحر. [چ َ / چ ِ غ ِ س َ ح َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب است . (برهان ) (آنندراج ). آفتاب . (ناظم الاطباء). مجازاً آفتاب . چراغ سحری . (فرهنگ نظام ). چتر روزو چتر سحر و چتر زرین . (آنندراج ). چراغ سحرگاه و چراغ سحرگهان . چراغ صبح . ◄ ستاره ٔ صبح را نیز گویند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مجازاً ستاره ٔ صبح . (فرهنگ نظام ). ستاره ٔ سحری : چشم شب از خواب چو بردوختند چشم چراغ سحر افروختند. نظامی . سحر برد شخصی چراغش بسر رمق دید از او چون چراغ سحر. سعدی (بوستان ). رجوع به چراغ سحرگهان و چراغ سحری و چراغ صبح شود. ◄ چراغی که پیش از روشن شدن هوا روشن است و زود خاموشش میکنند، ازین جهت مجازاً در هر چیز ناپایدار استعمال میکنند. (فرهنگ نظام ).