چراغ ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چراغ ساختن . [ چ َ / چ ِ ت َ ] (مص مرکب ) چراغسازی کردن . چراغ کردن . چراغ درست کردن . چراغ فراهم کردن : غمش در کوچه ٔ تاریک دل دشوار می آید چراغ از آه سازم تا براه او نهم آنجا. شفای اصفهانی (از ارمغان آصفی ). رجوع به چراغ کردن شود.