چراغ آسمانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چراغ آسمانی . [ چ َ / چ ِ غ ِ س ْ / س ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چراغ آسمان . آفتاب عالمتاب . (مجموعه ٔ مترادفات ). کنایه از آفتاب . (آنندراج ). چراغ جهانتاب .چراغ سپهر. چراغ عالم افروز. چراغ جهان : تو شبهای سیه دیدی چه دانی فروغ این چراغ آسمانی . وحشی (ازآنندراج ). ز می شد چهره ٔ آن ماه عالمتاب روشنتر چراغ آسمانی میشود از آب روشنتر. صائب (از آنندراج ). رجوع به چراغ آسمان و چراغ سپهر شود. ◄ برق (غیاث ).