چخنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چخنده . [ چ َ خ َ دَ / دِ ] (نف ) آنکه میچخد. کوشش کننده . سعی کننده . کوشا. ساعی . ◄ ستیزه کننده .خصومت گر. دشمنی کننده . ستیزه جو. ستیزه گر. ◄ آنکه بر روی کسی جستن کند. جستن کننده بر روی دیگری . ◄ دم زننده . رجوع به چخ و چخیدن شود.