چبق لو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چبق لو. [ چ ُ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه که در ٢٨هزارگزی شمال باختری قره آغاج و ده هزارگزی جنوب شوسه ٔ مراغه به میانه واقع شده . کوهستانی و معتدل است و ٣٨٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و نخود، شغل اهالی زراعت، صنایع دستی جاجیم بافی و راهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
چبق لو. [ چ ُ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پیرتاج شهرستان بیجار که در ٤٨هزارگزی خاور بیجار و ٣هزارگزی رودخانه ٔ تلوار واقع شده . تپه ماهور و سردسیر است و ٢٨٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه ورودخانه ٔ محلی، محصولش غلات، لبنیات، انگور و سنجد، شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی قالیچه بافی وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
چبق لو. [ چ ُ ب ُ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «از قرای توابع خرقان است که نصف زراعت آن دیمی و نصف آبی میباشد. در پائین این آبادی امامزاده ای مدفون است بنام امامزاده اسماعیل، که اهالی ده عقیده دارند این امامزاده پسر بلاواسطه ٔ حضرت امام زین العابدین علیه السلام است و کرامات بسیار از او دیده شده و بهمین مناسبت نیاکان محمدحسین خرقانی که مالک قدیم این قریه بوده اند بقعه ای برای این امامزاده ساخته آب و ملک مخصوص وقف آن کرده اند و فعلاً این محل قربانگاه دهات اطراف است و اهالی دهات از چهار پنج فرسخی سالی دو بار زن و مرد به اینجا می آیند و گوسفند آورده قربانی میکنند». (از مرآت البلدان ج ٤ ص ٢١٢).