چال افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چال افتادن . [ اُ دَ ] (مص مرکب ) گودافتادن . گود شدن . ◄ گود شدن چشم ها، در تداول عوام گویند: چشمهاش یک بند انگشت چال افتاده .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چال افتادن . [ اُ دَ ] (مص مرکب ) گودافتادن . گود شدن . ◄ گود شدن چشم ها، در تداول عوام گویند: چشمهاش یک بند انگشت چال افتاده .