چال ابه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چال ابه . [ اُب ْ ب َ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای ورامین . (مرآت البلدان ج ٤ ص ٧٣).
چالابه . [ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان که در ٢٤ هزارگزی خاور کرمانشاه از طریق طاق بستان، و از راه قدیم در ١٨ هزارگزی کنار شوسه کرمانشاه بتهران واقع شده . دامنه و معتدل است و ٦٠ تن سکنه دارد. آبش از چاه و محصولش غلات دیمی و لبنیات و تریاک میباشد. شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش مالرواست . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
چالابه . [ ب َ ] (اخ ) دهی است از دهستان ماهیدشت بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه که در ٦ هزارگزی جنوب ماهیدشت، کنار رودخانه مرک واقع شده . زمینش دشت و هوایش سردسیری است . ٣٢٥ تن سکنه دارد. آبش ازرودخانه مرک و قنات کوچک، محصولش غلات حبوبات و لبنیات و شغل اهالی زراعت است . تابستان راهش اتومبیل رو میباشد. در دو محل بفاصله ٢/٥ کیلومتر به علیا و سفلی مشهور است که سفلی در کنار رود مرک و نزدیک به ده سید نقی واقع شده است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).