چاقاچاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چاقاچاق . (اِ صوت مرکب ) طراق طراق . شراق شراق . چاق چاق . صدایی که از شکستن چیزی برخیزد : می شکست آن بند ز آن بانگ بلند هر طرف میرفت چاقاچاق بند. مولوی . و رجوع به چاق چاق شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چاقاچاق . (اِ صوت مرکب ) طراق طراق . شراق شراق . چاق چاق . صدایی که از شکستن چیزی برخیزد : می شکست آن بند ز آن بانگ بلند هر طرف میرفت چاقاچاق بند. مولوی . و رجوع به چاق چاق شود.