فرهنگ لغت

چاشنه کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چاشنه کردن . [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) چاشنی کردن . (آنندراج ). چشیدن . (آنندراج ). طعم غذا را چشیدن . مزه طعام را امتحان کردن : دانست چو ما هر که از او چاشنه ای کرد این نان چه قدر بی نمک این آب چه شور است . سالک یزدی (از آنندراج ).

معنی چاشنه کردن | فرهنگ لغت